تکامل انسان

ادامه: تکامل انسان و ذهن
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

عذر خواهی منو در تاخیر برای گذاردن پست جدید بپذیرید...

تو اواخر همین مدت، یعنی همین 11 میلیون سال! اتفاقات خیلی زیادی افتاد. مثلاً گاهاً سنگ به خرگوش که برخورد نمی کرد هیچ، به یه سنگ دیگه برخورد می کرد و باعث تیز شدن سنگ در نتیجۀ پریدن لبه سنگ توسط سنگ دیگه می شد. و این جوری میشد که یه ایزار جدید در اختیار اجدادمون قرار می گرفت. با گذشت زمان بود که انسان های اولیه در نتیجۀ قدرت تفکری که به دست آورده بودند که اون هم در نتیجۀ تکامل سیستم عصبی اونا بود، به این فکر افتادند که ابزارهای دیگری بسازند. که این موضوع اساس نظریۀ "انسان ابزار ساز، ابزار انسان ساز" هستش. یعنی هر ابزار جدیدی که می ساخت به کارها و فعالیتهای روزانۀ انسان نخستین کمک شایانی می کرد و اون زمان بیشتری رو آزاد داشت تا به تفکر بپردازه و گاهاً دوباره ابزار دیگه ای بسازه. چهار تا ابزار سنگی دستی اولیه ساخت انسانهای نخستین کشف شده: یکی شبیه یه گوِه که انسان اولیه قاعدۀ گوِه رو توی کف دستش و از نوک تیز اون واسه بریدن گوشت استفاده می کرد، یکی دیگه شبیه تبر خودمون، یکی دیگه شبیه سوزن امروزی البته در ابعاد بزرگتر.

منتظر ادامه مطلب در پست بعدی باشید.


 
 
تکامل انسان و ذهن
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩
 

12 میلیون سال پیش یه گونه ای از میمونها زندگی می کردن که بعدها به استرالوپیته کوس (AustraloPithecus) موسوم شد، طی قرنها همه موجودات داشتن هر کدوم به یه شکلی تغییر می کردن که بیشتر این تغییرات تکاملی توی سیستم اسکلتی و عضلانی اونا بود، ولی این میمون بیچاره با خودش می گفت که چرا من هیچ تغییری نمی کنم ( از اونجایی که هممون می دونیم اغلب سلولها قابلیت تکثیر و ترمیم دارن ولی 2 تا استثنا داریم: یکی سلولهای عضلانیه که فقط می تونن تا حدودی ترمیم بشن ولی تکثیر نمی شن و دومی سلولهای عصبیه که نه قابلیت تکثیر و نه قابلیت ترمیم دارن)...

توی جریان تکامل هم تکامل سلولهای عصبی دیرتر از بقیه اتفاق افتاد

11 میلیون سال! طول کشید ( من همیشه یه مثال واسه توضیح و درک 11 میلیون سال میزنم: شما کافیه تغییراتی رو که توی فقط 10 سال یعنی مثلا از 10 سالگیتون تا 20 سالگی توی جسم وذهنتون ایجاد شده رو در نظر بگیرید، حالا شاید بشه 11 میلیون سالو یه کم تصور کرد) تا این میمون که حالا بعد از این 11 میلیون سال بهش پیتک آنتروپوس (PithecAnthropus) میگیم تونست توانایی کمی تفکر رو بدست بیاره که لازم نیست از صبح تا غروب دنبال یه خرگوش بدوه تا اونو بگیره و نوش جان کنه،می تونه یه چیزی که بعدا به سنگ معروف شد رو برداره به طرف خرگوش بندازه و اونو بی جون کنه و بخوره.

مدتها ازاین می گذشت یعنی تا یه میلیون سال پیش و سیستم عصبی همچنان به سرعت لاک پشت در حال تکامل بود ، که بقیشو توی پست بعدی می گم!


 
 
یوهان مندل
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

یوهان گرگور مندل (به آلمانی: Johann Gregor Mendel) کشیشی اتریشی است که به عنوان پدر دانش ژنتیک نوین شناخته می‌شود. گرگور مندل در سال ۱۲۴۴ توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات وراثتی را که حاصل آزمایش‌هایش روی گیاه نخود فرنگی بود، شناسایی کند. ولی از آنجایی که در جامعه علمی آن زمان بسیاری از افراد با نفوذ همچنان نظریات داروین و لامارک را صحیح می‌پنداشتند به دیدگاه‌ها و کشفیات او اهمیت چندانی ندادند و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. به نظر می‌رسید، پرونده این دانش رو به بسته شدن است. در سال ۱۹۰۰ میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط درویس، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.


 
 
لامارک
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

ژان باپتیست لامارک (به فرانسوی:‎Jean-Baptiste Lamarck ‏)‏ با نام کامل ژان باتیست پیر آنتوان دو مونه شوالیه دو لا مارک (به فرانسوی:‎Jean-Baptiste Pierre Antoine de Monet , Chevalier de la Marck ‏)‏ زیست شناس فرانسوی که اولین بار نظریه تکامل را ارائه کرد.


لامارک برای بیان چگونگی وقوع تکامل دو نظریه استعمال و عدم استعمال اندامها و ارثی‌بودن صفات اکتسابی را عنوان کرد. وی مشاهده کرد که اگر اندامی ‌از بدن یک جاندار استفاده شود ، بزرگ و کارآمدتر می‌شود و اگر عضوی بکار نیفتد ، کوچک شده و تحلیل می‌رود . بنابراین جاندار در نتیجه ناهماهنگی در استفاده و عدم استفاده اندامهای مختلف بدن در طول عمر فرد، ممکن است تا حدی تغییر یابد و بعضی از صفات را کسب کند. لامارک اینگونه صفات اکتسابی را ارثی و قابل انتقال به اخلاف دانست.

این تئوری بسیار موفقیت‌آمیز بود و به اشاعه اندیشه تکامل کمک کرد. اما سرانجام معلوم شد که نظر لامارک، نادرست است. اینکه استفاده و عدم استفاده از اندامها ‌به کسب صفتی می‌انجامد، درست است . ولی اشتباه لامارک در این بود که بر خلاف عقیده او صفات اکتسابی به ارث نمی‌رسند . یکی از تلاشهای آزمایشی مشهور که لامارکسیم را باطل ساخت، به‌وسیله واهیمان، زیست شناس قرن ۱۹ صورت گرفت، که نشان داد از تولید مثل موشهایی که دمشان را بریده‌اند ، موشهای دارای دم طبیعی ایجاد می‌شود


 
 
چارلز داروین
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
 

چارلز رابرت داروین (۱۲ فوریه، ۱۸۰۹ - ۱۹ آوریل، ۱۸۸۲)، دانشمند و زیست‌شناس انگلیسی و بنیانگذار نظریهٔ تکامل است. او از اعضای انجمن سلطنتی انگلستان بود.

از کودکی تا دانشگاه

چارلز داروین در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ در خانواده پزشکی ثروتمند اهل شروزبری، شراپ‌شایر، انگلستان دیده به جهان گشود. او پنجمین از شش فرزند خانواده بود. پدرش رابرت داروین و مادرش سوزانا وجوود هر دو از خانواده‌های اصیلزاده انگلیسی حامیان کلیسای توحیدی بودند.

وقتی داروین هشت سال داشت مادرش درگذشت. یک سال بعد او را برای تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی در شهر مجاور فرستادند. در ۱۸۲۵ پس از صرف یک سال کارآموزی در کنار پدرش برای تحصیل پزشکی به دانشگاه ادینبروگ رفت. اما خشونت عملیات جراحی باعث شد که از پزشکی بیزار شود و در عوض نزد یک برده سیاهپوست آزاد شده به نام جان ادمونستن به آموختن تاکسیدرمی مشغول شود. داروین شیفته داستان‌هایی بود که ادمونستن از جنگل‌های بارانی آمریکای جنوبی برایش تعریف می‌کرد.

یک سال بعد داروین یکی از اعضای فعال انجمن دانشجویی طبیعی‌دانان و شاگردی مستعد در مکتب رابرت ادموند گرانت، یکی از پیشگامان نظریه فرگشت بود. وی همچنین در کلاس‌های تاریخ طبیعی رابرت جیمسون در زمینه جغرافیای چینه‌شناختی شرکت می‌کرد و طریقه طبقه‌بندی گیاهان را در موزه بزرگ دانشگاه ادینبورو می‌آموخت.

در سال ۱۸۲۷ پدر ناخشنود از این که پسر جوانش به پزشکی علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، نام او را در کالج کریست دانشگاه کیمبریج نوشت تا در کسوت روحانیت در آید. این تصمیم عاقلانه‌ای برای داروین جوان بود چرا که در آن زمان کشیش‌های کلیسای انگلستان درآمد خوبی داشتند و بسیاری از طبیعیدانان خود روحانی بودند. با اینحال داروین در کیمبریج ترجیح می‌داد که به جای درس خواندن همراه با پسر عمویش ویلیام داروین فاکس به سوارکاری، تیراندازی و جمع‌آوری سوسک بپردازد و در این کار آنچنان پیشرفت کرد که او را به عنوان سوسک شناس به جناب کشیش جان استیونس هنسلو استاد گیاه‌شناسی معرفی کردند. داروین در کلاس‌های تاریخ طبیعی هنسلو شرکت جست و چیزی نگذشت که محبوب‌ترین شاگرد وی شد. با نزدیک شدن فصل آزمون، داروین بر درس‌هایش متمرکز شد و سرانجام امتحانات نهایی را با کسب نمره خوب در الهیات و نمره‌های متوسط در ادبیات یونانی، ریاضیات و فیزیک با موفقیت پشت سر گذاشت.

پس از دانش‌آموختگی، داروین و همکلاسی‌هایش تصمیم گرفتند که برای مطالعه تاریخ طبیعی مناطق گرمسیر به جزایر مادئیرا سفرکنند. وی برای کسب آمادگی بیشتر در کلاس‌های جغرافیای جناب کشیش ادام سجویک نامنویسی کرد؛ اما هنگامی که به اتفاق او برای نقشه‌برداری از لایه‌های صخره‌ای ولز در آن ناحیه به سر می‌برد خبر لغو سفر به او رسید. داروین در راه بازگشت به خانه بود که نامه دیگری دریافت کرد؛ نیروی دریایی به دنبال یک طبیعیدان می‌گشت که ناخدا رابرت فیتزروی را در یک سفر اکتشافی به آمریکای جنوبی همراهی کند و هنسلو داروین را پیشنهاد کرده بود. این سفر فرصتی گرانبها بود برای داروین تا علائقش را به عنوان طبیعیدان دنبال کند.

پدر ابتدا این سفر را بیهوده می‌دانست و با آن مخالف بود ولی با اصرار برادر زنش جوزیا وجوود بالاخره با تصمیم پسرش موافقت کرد. این سفر نه دو سال که پنج سال به درازا کشید و مقدر بود که دانش بشر را به مسیری نو رهنمون شود.


 
 
مقدمه‌ای بر نظریه تکامل
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

به فرایند تغییر در گونه‌های حیات در اثر گذشت زمان و در طول نسل‌ها تکامل گفته می‌شود. رشته زیست‌شناسی تکاملی به بررسی اینکه چگونه و چرا این تکامل اتفاق می‌افتد می‌پردازد. یک اندامگان (ارگانیزم: organism) از والدینش خصوصیات و ویژگی‌هایی از طریق ژن‌هایش به ارث می‌برد. تغیرات در این ژن‌ها (که جهش خوانده می‌شود) می‌تواند ویژگی‌های جدید در فرزندهای سیستم حیاتی تولید کند. اگر این ویژگی‌های جدید باعث بشود که فرزندها بهتر بتوانند با محیط خارجی وفق پیدا کنند، در زنده ماندن و تولید مثل موفق‌تر خواهند بود. به این فرایند انتخاب طبیعی گفته شده، و باعث می‌شود که ویژگی‌هایی که مفید هستند عمومی‌تر شوند. در طول نسل‌های فراون، یک جمعیت می‌تواند آنقدر ویژگی‌های جدید کسب کند که به یک گونه جدید از موجودات تبدیل شود.

نظریه تکامل در سال ۱۲۳۸ هجری شمسی (۱۸۵۹ میلادی) و با انتشار کتاب «درباره مبدأ گونه‌ها» توسط چارلز داروین بوجود آمد. علاوه بر این، کار گرگور یوهان مندل با گیاهان به توضیح الگوهای وراثتی ژن‌ها کمک کرده و منجر به فهمی از نحوه عملکرد سیستم وراثتی شد. اکتشافات بعدی در زمینه نحوه جهش ژن‌ها به همراه پیشرفت‌ها در رشته «ژنتیک جمعیت» توضیحات بیشتری در زمینه نحوه عملکرد تکامل فراهم آورد. دانشمندان امروزه فهم به نسبت خوبی نسبت به پیدایش گونه‌های جدید دارند. آنها فرایند به وجود آمدن گونه جدید را هم در آزمایشگاه و هم در طبیعت مشاهده کرده‌اند. این دیدگاه مدرن از تکامل مهم ترین نظریه علمی موجود برای کمک به فهم حیات می‌باشد.


 
 
مهاجرت انسان‌های اولیه
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

خروج از آفریقا

کسی به درستی نمی‌داند که نخستین انسان (هومو ساپینس یا انسان هوشمند) - که نیای انسان کنونی است - در چه زمان پا به عرصهٔ هستی نهاده است. اما کهن‌ترین سنگواره‌-(فسیل)های هومو ساپینس - که در اتیوپی یافت شده‌اند و اومو یک و اومو دو - نام دارند نزدیک به ۱۹۵ هزار سال برآورد شده است. دانشمندان برآورد می‌کنند که انسان امروزی نزدیک به ۶۰ هزار سال پیش از موطن نخستین خود در آفریقا بیرون آمده است. در این زمان گسترش صحرای آفریقا برای مدتی وامی ایستاد و آب و هوای مرطوب‌تری، دست کم در بخش‌هایی از صحرای آفریقا به وجود می‌آید که پس از این انسان برای مهاجرت از آن بهره می‌گیرد. انسان‌ها به دنبال خوراک و شکار، کم کم از خاور آفریقا به سوی شمال حرکت کردند و پا به خاور میانه نهادند.

دو نظریه دربارهٔ مسیر مهاجرت انسان به خاورمیانه هست. برخی بر این باور اند که انسان‌های مهاجر از شبه جزیرهٔ سینا وارد آسیا شده‌اند. همچنین نظر دیگری هست که برپایهٔ آن، بشر از تنگهٔ «باب المندب» - جایی که فاصلهٔ آفریقا و شبه جزیرهٔ عربستان به اندازهٔ کمینه می‌رسد - از موطن نخستین خود بیرون آمده است.

نکتهٔ شایان توجه این است که در آن زمان به علت عصر یخبندان و گرفتار شدن آب اقیانوس‌ها در یخچال‌های قطبی، سطح آب دریا پایین‌تر از امروز بوده است و از همین رو فاصلهٔ میان دو خشکی در محل تنگهٔ باب المندب بسیار کم تر از امروز بوده است. انسان از آنجا به مهاجرت خود ادامه می‌دهد به گونه‌ای که به فاصله چند هزار سال نخستین نمونه‌های انسان را در قاره اقیانوسیه می‌توان یافت.


 
 
معیارهای انسان بودن
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

یکی از سؤالات بنیادین هنگام بررسی موضوع پیدایش یا تکامل انسان پاسخ به این سؤال است که «چه چیزی ما را انسان می‌کند؟»، یا «چه چیزهایی ما را از حیوانات دیگر تمایز می‌دهد؟». جواب به این سؤال بسته به اینکه چه کسی به آن پاسخ می‌دهد متفاوت خواهد بود. نگرش علمی به موضوع به نحوه رفتار، ساختار فیزیکی، بیولوژیکی یا ژنتیکی توجه می‌کند. اکثر زیست شناسان معاصر «راه رفتن روی دو پا و دویدن» را معیار بسیار مهمی در تعریف انسان قلمداد می‌کنند در حالی که به عنوان مثال ویژگی‌های دیگر مانند داشتن ریش از محبوبیت کمتری برخوردار هستند.


 
 
تکامل انسان و ذهن
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

سوالات بنیادینی مانند اینکه آیا ذهن انسان آنگونه که داروین گمانه زنی می‌کرد صرفاً گسترش آنچه در حیوانات دیگر موجود بوده‌است، یا اینکه آیا گسستگیهایی اساسی بین ذهن انسان و ذهن حیوانات هست که نیازمند توضیحات خارق العاده و روحانی باشد هنوز بدون پاسخ باقی مانده‌اند.


 
 
تغییرات کالبدشناختی
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

انسان در طول سیر تکاملی خود، به مرور زمان، دارای جمجمه‌های بزرگتری شد. فک‌ها و دندان‌ها کوچکتر شدند و این اتفاق، به دلیل تغییر برنامهٔ غذایی انسان بود.

ویژگی‌های قدیمی‌ترین نمونه‌های به‌دست آمده از انسان، نشانگر آن است که انسان‌های اولیه در مقایسه با انسان‌های امروزی دارای قدی کوتاه‌تر، جمجمه‌ای کوچک‌تر و آرواره‌های قوی با ۳۲ دندان که ترکیب دندان‌ها بیشتر به گیاه‌خواری تمایل نشان می‌دهد و همچنین دست‌های کمی بلندتر هستند که نمونه مشخص آن دو اسکلت معروفی است که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ از دره لفارس در کشور فعلی اتیوپی به‌دست آمده‌است.


 
 
پیدایش گونهٔ انسان خردمند
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

باور سنتی در دیرین‌مردم‌شناسی ایدون بوده‌است که انسان خردمند از انسان راست‌قامت خاسته‌است و انسان راست‌قامت از انسان ماهر.

امروزه فرایند این خیزش پیچیده‌تر از این باور سنتی دانسته می‌شود. در زیر به تفصیل از این فرایند یاد می‌شود.

پیش از برآمدن گونهٔ انسان خردمند دنیای قدیم (یعنی اوراسیا و افریقا) تهی از سکنه نبود بلکه گونه‌های مختلف انسان در آن می‌زیستند.

در اروپا و آسیای غربی انسان‌های نئاندرتال می‌زیستند و در سایر نقاط آسیا انسان‌های راست‌قامت.

نیاگان همهٔ این انسان‌ها از افریقا به بیرون کوچیده بودند. پیرامون پیدایش انسان خردمند در دنیای قدیم دو نظریه هست:

ادامه مطلب را ببینید:


 
 
پیدایش سردهٔ انسان
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

سردهٔ انسان یکی از سرده‌های خانوادهٔ کپی‌های بزرگ در راستهٔ نخستی‌ها است.

باور سنتی به نزدیک دیرین‌مردم‌شناسان این بوده‌است که این سرده از سردهٔ کهن‌تری به نام کپی جنوبی به وجود آمده‌است.

امروزه در کنار این باور سنتی گزینه‌های دیگری هم مطرح است که خاسته از کشف سنگواره‌های جدید است:

به طور خاص سنگوارهٔ کنیامردم پخت‌رخ. نقطهٔ آغاز سردهٔ انسان خالی از مناقشه نیست؛ به این معنا که بر سردهٔ گونه‌های مرزی اتفاق نظر نیست.کهن‌ترین گونه‌های سردهٔ انسان انسان ماهر و انسان رودولفی‌اند.

وانگهی قرار دادن انسان ماهر در سردهٔ انسان تا حدی خاسته از آن بوده‌است که با بقایای این انسان ابزارهای سنگی ابتدایی به دست آمده‌است. با این حال امروزه ابزارسازی در سرده‌های دیگر هم مشاهده شده‌است و دیگر ابزارسازی ویژگی ممتاز انسان محسوب نمی‌شود.


 
 
دودمان انسان
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

شمپانزه نزدیک‌ترینِ کپی‌های بزرگ به آدمیان و به تبع آن نزدیک‌ترین خویشاوند موجود به گونهٔ انسان خردمند در میان موجودات زنده‌است.واپسین نیای مشترک گونهٔ کنونی انسان با شمپانزه شش تا هفت میلیون سال پیش در آفریقا می‌زیست. شش یا هفت میلیون سال پیش سرده‌ای که این جد مشترک به آن تعلق می‌داشت به دو شاخه تقسیم شد. یک شاخه سرانجام به گونهٔ انسان خردمند انجامیده‌است و شاخه‌ای به شامپانزه. جدایی مسیر تکاملی انسان و شامپانزه را انشعاب بزرگ می‌گویند.


 
 
پیدایش انسان
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٦:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

انسان امروزی که بر کرهٔ زمین می‌زید در طبقه‌بندی زیست‌شناختی انسان خردمند (با نام علمی Homo sapiens) خوانده می‌شود و گونه‌ای از سردهٔ انسان در شمار می‌آید.این بدین معناست که گونه‌های دیگری از انسان بوده‌اند که از لحاظ ژنتیکی و زیست‌شناختی به اندازه‌ای متفاوت بوده‌اند که گونهٔ زیست‌شناختی جداگانه‌ای به حساب آیند و مثلاً قابلیت جفت‌گیری بارورانه با دیگر گونه‌ها نمی‌داشتند. برای نمونه، انسان‌های نئاندرتال گونهٔ دیگری از سردهٔ انسان بودند. ایشان که چند هزار سال هم با انسان امروزین اشتراک زیستگاهی داشته‌اند اکنون منقرض شده‌اند.بنابراین هنگام سخن از پیدایش انسان از دو منظر در موضوع می‌توان نگریست. نخست پیدایش گونهٔ به‌خصوص انسان یعنی، انسان خردمند ودیگر پیدایش سردهٔ انسان که انسان خردمند تنها یکی از گونه‌های آن است.


 
 
تکامل انسان
نویسنده : سعید میرزایی - ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
 

نظریه تکامل انسان، بخشی از نظریهٔ بزرگ‌تر تکامل زیست‌شناختی است و سر و کارش با تکامل زیست‌شناختی انسان به عنوان یک گونهٔ جانوری‌است.

مقولهٔ تکامل انسان و خاستنش از کَپی‌های قدیم‌تر یا در تداول عامیانه میمون (گرچه این استعمال دقیق نیست) از جنجالی‌ترین مباحث در یک‌دو سدهٔ اخیر بوده‌است. نگرش علمی امروزین به مسئلهٔ تکامل انسان یا خاستگاه وی مدیون طبیعی‌دان معروف، چارلز داروین است.

از زمان داروین شواهد مبنی بر این نظریه به‌طور قابل ملاحظه‌ای محکم‌تر و فراگیرتر شده‌است و علوم زیست‌شناختی اخیر چون ژنتیک، بیوشیمی، فیزیولوژی، بوم شناسی، رفتارشناسی جانوری و به ویژه زیست‌شناسی مولکولی با فراهم آوردن شواهد محکم‌تر و جزئیات بیشتر بر نظریه تکامل صحه گذاشته‌اند.

چنان که امروزه زیست‌شناسان و مردم‌شناسان در سرتاسر دنیا بر روی گونه‌ای از ارتباط تکاملی میان انسان و دیگر گونه‌های کپی‌ها توافق دارند هر چند در مورد جزئیات آن اختلاف وجود دارد،اما نظریات تکاملی از ذهن انسان و فرهنگ او جدال آمیز بوده‌است.

اگر چه زیرساخت‌های بدنی مغز تحت تأثیر نیروهای تکاملی قرار داشته‌اند، ولی اینکه آیا کل ذهن انسان با تمام خواص آن محصول نیروهای تکاملی بوده‌است مورد شک قرار گرفته‌است.